^Back To Top

تصاویر تصادفی

053.jpg

آمار سایت

37525
امروزامروز174
دیروزدیروز735
این هفتهاین هفته3799
این ماهاین ماه4513
آمار کلآمار کل37525
3.94.129.211

آخرین مطالب

پربازدید ترین مطالب

فرم ورود

پایه هشتم

نتیجه تقلید ناآگاهانه و مد گرایی بیجا هدیه آسمانی

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال
 

نتیجه تقلید ناآگاهانه و مد گرایی بیجا

 تقليد از رسوم و آداب ناپسند گذشتگان

تقليد كوركورانه و فاقد دليل و منطق صحيح براى جامعه خطرناك است و مانع هدايت فرد و جامعه و دست‌‌يابى به سعادت مى‌‌گردد. از بارزترين مصاديق چنين تقليدى، تقليد از رسوم و آداب جاهلى گذشتگان است كه باعث انحطاط و سقوط بسيارى از اقوام، در طول تاريخ، گشته است. حتى عمده عاملى كه باعث گرديد ملت‌‌ها در برابر دعوت پيامبران به توحيد و يكتاپرستى بايستند، وابستگى به رسوم جاهلى و حفظ آيين‌‌هاى بت‌‌پرستى بر جاى مانده از گذشتگان بود. تا آنجا كه قرآن مى‌‌گويد ما هيچ پيغمبرى را براى هدايت مردم و دعوت آنها به توحيد و يكتاپرستى نفرستاديم، مگر آنكه او را تكذيب كردند و مورد استهزا قرار دادند و او را ساحر، مجنون و يا شاعر خواندند: «وَ يَقُولُونَ أَئِنَّا لَتارِكُوا ءَالِهَتِنَا لِشاعِرمَجْنُون؛(1) و مى‌‌گفتند: آيا ما براى شاعرى ديوانه دست از خدايانمان برداريم؟وقتى پيامبران به آنها مى‌‌گفتند: مگر كارى از اين بت‌‌هايى كه شما مى‌‌پرستيد ساخته است كه در برابر آنها سجده مى‌‌كنيد و به خاك مى‌‌افتيد و حاجت مى‌‌طلبيد و براى آنها قربانى مى‌‌كنيد؟ مگر اين بت‌‌هايى كه به دست خود شما تراشيده شده‌‌اند، شعور دارند كه آنها را پرستش مى‌‌كنيد؟ تنها پاسخ آنان اين بود كه چون پدران ما آنها را مى‌‌پرستيدند، ما نيز آنها را مى‌‌پرستيم: وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَة مِنْ نَذِير إِلاّ قالَ مُتْرَفُوها إِنّا وَجَدْنا ءَاباءَنَا عَلى أُمَّة وَ إِنّا عَلى ءَآثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ؛(2) و همچنين پيش از تو در هيچ شهرى بيم دهنده‌‌اى نفرستاديم مگر آنكه توانگران و كامرانانش [خوشگذران آن شهر]گفتند كه ما پدران خود را بر آيينى يافته‌‌ايمو ما از پى ايشان مى‌‌رويم.آنان تقليد از پدران و گذشتگان خويش را سنتى مى‌‌دانستند كه بايد پايدار بماند، هرچند دليل منطقى براى كار خود نداشتند و كار پدران آنها جاهلانه و نابخردانه بود: وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ ءَابَاءَنَا أَ وَ لَوْ كانَ ءَابَاؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ؛(3) و چون به آنان گفته شد: از آنچه خدا نازل كرده است پيروى كنيد؛ [در پاسخ] گفتند: نه، بلكه از چيزى كه پدران خود را بر آن يافته ايم پيروى مى كنيم. آيا هرچند پدرانشان چيزى را درك نمى كرده و به راه صواب نمى رفته اند [باز هم در خور پيروى هستند.در طول تاريخ، آيين‌‌هاى عجيب و غريبى بوده است و امروزه نيز در گوشه و كنار عالم آن آيين‌‌ها وجود دارند و براى ما كه نور اسلام و آيين مقدس اسلام در مملكتمان حاكم است باور كردنى نيست: در كشور هندوستان صدها ميليون نفر بت‌‌پرست هستند و برخى از آنها بت‌‌هايى براى خودساخته‌‌اند كه چندش آورند و حتى اسم بردن از آنها هم زشت است. مثلا آنها بتى به شكل آلت مردانه ساخته‌‌اند و مى‌‌پرستند و زنان عقيمى كه بچه‌‌دار نمى‌‌شوند روى آن آب مى‌‌ريزند و مى‌‌نوشند تا بچه‌‌دار شوند! شكى نيست كه بسيارى از آيين‌‌ها و سنت‌‌هايى كه قبل از انقلاب اسلامى در كشور ما وجود داشته است، نظير «چهارشنبه سورى» پوچ و باطل بوده است. اما برخى كه به دنبال تقليد از گذشتگان و احياى آثار نياكان خود هستند، در پى احيا و ترويج چنين سنت‌‌هايى هستند و مردم را به پيروى از چنين سنت‌‌هايى تشويق مى‌‌كنند. آنان فقط به اين دليل كه سنت چهارشنبه سورى و پريدن روى آتشْ روش نياكان آنها و يك سنت ملّى بوده است، حاضر مى‌‌شوند روى آتش بپرند، و گرنه اين كار چه فايده‌‌اى دارد و چه منطقى آن را تأييد مى‌‌كند؟در اين مملكت اسلامى كه خون‌‌هاى پاك هزاران جوان بر زمين ريخته شده و براى احياى دوباره اسلام هزاران شهيد تقديم شده است و فداكاران و مجاهدان مسلمان و علماى اسلام شكنجه‌‌ها و سختى‌‌هاى طاقت‌‌فرسايى متحمل گرديده‌‌اند، وزارت ارشاد اسلامى با افتخار حاضر مى‌‌شود براى احياى آن سنت‌‌هاى جاهلى بودجه اختصاص دهد. بى‌‌ترديد حفظ اين سنت‌‌هاى پوچ و بى‌‌ارزش منطقى جز تعصب نژادى ندارد و در قرآن اين كار احمقانه به صراحت محكوم شده است. متأسفانه كسانى كه خود را شايسته‌‌تر و عاقل‌‌تر از ديگران مى‌‌دانند هيچ اعتراضى به چنين تقليدهايى ندارند و حفظ سنّت گذشتگان و تقليد از پيشينيان را كار ميمون نمى‌‌دانند، اما وقتى گفته مى‌‌شود كه مردم بايد احكام دين را از متخصصان در فقه فرا بگيرند، مى‌‌گويند ما از كسى تقليد نمى‌‌كنيم؛ تقليد كار ميمون است!به واقع، تقليد چشم‌‌بسته و كوركورانه از سنت‌‌هاى جاهلى ميمونوار و فاقد دليل و منطق است و چنين تقليدهايى خطرات فراوانى براى اجتماع دارد: به عنوان نمونه، برپايى مراسم شب چهارشنبه‌‌سورى، علاوه بر آتش‌‌سوزى‌‌هايى كه در پى دارد، زمينه را براى اختلاط دختران و پسران و ارتباط‌‌هاى نامشروع آنها فراهم مى‌‌آورد. تقليد پسنديده روشى است براى شناخت راه راست و رسيدن به اعتقادات و ارزش‌‌هاى صحيح و براى رسيدن به اين هدف، انسان از كسانى پيروى مى‌‌كند كه هم آن ارزش‌‌ها و اعتقادات را مى‌‌شناسند و هم صلاحيت ايشان براى انتقال آن باورها و ارزش‌‌ها به ديگران محرز گرديده است. نه اينكه انسان كوركورانه و بدون منطق و دليل از نياكان خود پيروى كند و از عقايد فاسد و افكار نادرست آنها تبعيت نمايد و نسنجيده آداب و سنت‌‌هاى ناصحيحى را از آنها اخذ كند. و همين شيوه جاهلانه است كه در چندين آيه قرآن صريحاً محكوم گرديده است.كسى كه مى‌‌خواهد روش و رفتارى را از ديگران اقتباس كند، اول بايد بررسى كند كه آيا آنان استدلال عاقلانه و منطبق با فطرت بر رفتار خود دارند؟ ثانياً بررسى كند كه آيا آنان صلاحيت دارند كه مرجع و مقتداى ما قرار بگيرند؟ باز ما تأكيد مى‌‌كنيم كه اگر انگيزه انسان در تقليد، حقيقت‌‌جويى و رسيدن به مصالح واقعى و نفس‌‌الامرى باشد، نه تنها چنين تقليدى صحيح است بلكه گريزى از آن نيست و زندگى اجتماعى سالم بدون چنين تقليدى دوام نمى‌‌يابد. اما اگر انگيزه انسان در تقليد، حفظ آداب و سنن ملى و قومى باشد، آن هم آداب و سنت‌‌هايى كه غيرعقلانى هستند؛ چه بسا چنين تقليدى باعث هلاكت انسان و گرفتارى او در دنيا و آخرت مى‌‌گردد. البته اگر آن سنت‌‌ها و آداب مربوط به امور معمولى و بى‌‌اهمّيتِ زندگى هستند، مثل بعضى از رسوم خانوادگى و قبيله‌‌اى؛ گرچه اين سنت‌‌ها و آداب نادرست هستند و با منطق عقل توجيه نمى‌‌پذيرند، اما چندان ضررى در پى ندارند. اما اگر سنت‌‌ها و آدابى كه از گذشتگان باقى مانده مربوط به مسايل مهمى چون پرستش و عبادت، كيفيت ازدواج و تشكيل خانواده و مسايلى باشد كه سعادت و يا هلاكت انسان در دنيا و آخرت را رقم مى‌‌زنند، در اين صورت انسان نمى‌‌تواند راهى را از آن جهت كه نياكان او طى كردند برگزيند، هرچندآن راه و شيوه محكوم عقل و شرع باشد، و اگر بدون توجه به منطق عقل و وحى، منش نياكان را برگزيد كارى احمقانه انجام داده و باعث هلاكت خود گرديده است.

تقليد براى كسب شهرت و اعتبار : گاهى انگيزه افراد در تقليد از ديگران كسب شهرت و موقعيت اجتماعى است. دسته‌‌اى از افراد كه شخصيت و هويت ثابت و مستقل اجتماعى ندارند و از جايگاه و اعتبار اجتماعى لازم برخوردار نيستند در تكاپو هستند كه به شخصيتى مورد احترام و توجه مردم تبديل گردند، اما آنان راه‌‌كار رسيدن به اين منظور را نمى‌‌شناسند. از اين جهت، وقتى مى‌‌نگرند كه در جامعه تيپ‌‌هاى خاصى از افراد مشهورند و به اصطلاح چهره شده‌‌اند، از آنان تقليد مى‌‌كنند و تيپ و فرم رفتار و پوشش و آداب آنها را براى خود برمى‌‌گزينند. به عنوان نمونه، بسيارى از نوجوانان و جوانانى كه دنبال كسب شهرت و تشخّص هستند از عقل و فكر خودشان بهره نمى‌‌گيرند و سعى مى‌‌كنند از افرادى در جامعه كه داراى شهرت و محبوبيتى هستند تقليد كنند و در گزينش مد لباس و اصلاح و آرايش ظاهر خود و حتى سبك راه رفتن از آنان تبعيت مى‌‌كنند. بى‌‌ترديد چنين تقليدى كه از افراد فاقد انديشه سالم سر مى‌‌زند، از پشتوانه منطقى برخوردار نيست. چنين افرادى، يا حوصله كافى براى فكر كردن و انديشيدن ندارند، يا هنوز عقلشان به رشد كافى نرسيده كه راهشان را با استدلال عقلانى برگزينند. آنان چون دلشان مى‌‌خواهد كه در جامعه مورد توجه قرار گيرند، به كسانى اقتدا مى‌‌كنند كه به نحوى در جامعه مورد توجه هستند.البته صرف اين‌‌كه كسى ستاره سينما و هنرپيشه و يا شخصيت معروفى در جامعه گشته است، دليل نمى‌‌شود كه در هر كارى از او تقليد كرد و تبعيت از چنين افرادى با اين انگيزه‌‌هاى سطحى كه ناشى از دون‌‌همتى و كم‌‌خردى است كار پسنديده‌‌اى نيست اما مادام كه در پرتو چنين تقليدى كارى خلاف شرع و حرام صورت نپذيرد اشكال و زيان اساسى ندارد. اما اگر تقليد در مورد رفتارى صورت گرفت كه شرعاً حرام و عقلاً محكوم است، براى زندگى فردى و اجتماعى زيان‌‌بار بوده باعث گسترش مفاسد در جامعه مى‌‌شود و دست كم، استقلال شخصيت را از بين مى‌‌برد.امروزه پوشيدن برخى از لباس‌‌ها و آرايش‌‌هاى زننده براى جوانان، باعث مى‌‌گردد كه هويت ملى و مذهبى ما آسيب ببيند و جامعه استقلال فرهنگى و اجتماعى خود را از دست بدهد و چنان كه اشاره كرديم، تقليد در اين زمينه‌‌ها از طرف افرادى انجام مى‌‌پذيرد كه براى هويت ملى خود هيچ ارزشى قائل نيستند. در شبه قاره هند كه عرض كرديم بسيارى از مردم آن سامان هنوز بت مى‌‌پرستند، اما با اينكه صدها سال سرزمينشان مستعمره دولت‌‌هاى استعمارى بوده است و با آن همه تبليغاتى كه براى فرهنگ غرب انجام گرفته، هنوز هويت ملى خود را حفظ كرده‌‌اند و هنوز شخصيت‌‌هاى هندى و پاكستانى با لباس ملى خود و با جليقه و پيراهنى بلند در مجامع بين‌‌المللى، حاضر مى‌‌شوند و بدين وسيله هويت فرهنگى و تاريخى خود را حفظ مى‌‌كنند. اما در مقابل برخى كه فاقد چنين شخصيت و هويت اجتماعى هستند در هر شرايطى كه قرار گيرند به سرعت رنگ عوض مى‌‌كنند و بدون استناد به دليل منطقى، دست از آداب و سنّت‌‌هاى خود بر مى‌‌دارند و از بيگانگان پيروى مى‌‌كنند. حداقل هر جامعه‌‌اى بايد تا اين حد استقلال فكرى و فرهنگى داشته باشد كه به صرف تبعيت و پيروى از ديگران دست از سنتّهاى معقول و مفيد خود بر ندارد و به بهانه تقليد از ما بهتران به كارهاى مضّر و ذلّت‌‌آور تن ندهند و رواج چنين منكرات و مفاسدى را تحمل نكنند.

تقليد در راستاى منافع حزبى و جناحى : گاهى افرادى مى‌‌دانند كه انديشه و يا رفتارى نادرست است و عقل آن را نمى‌‌پسندد و نه فقط فايده‌‌اى ندارد بلكه زيان هم دارد، اما به جهت تأمين منافع شخصى و گروهى و دست‌‌يابى به لذت‌‌هاى زودگذر حاضرند از آن رفتار و كردار غلط تقليد كنند. برخى در شرايط اجتماعى و يا بين‌‌المللى خاصى قرار گرفته‌‌اند كه منافع شخصى، گروهى و حزب و جناح خود را در پذيرش فكر و رفتارى مى‌‌بينند كه بيگانگان به آنها ديكته مى‌‌كنند، و لذا حاضر مى‌‌گردند پا روى عقل، استقلال و ارزش‌‌هاى خود بگذارند و از آن فكر و رفتار باطل تبعيت كنند؛ بلكه به ترويج آن نيز بپردازند. بى‌‌شك اين انگيزه براى تقليد، بى‌‌ارزش‌‌تر و حقيرتر از انگيزه حفظ آثار و سنت‌‌هاى نياكان و نيز كسب شهرت و اعتبار اجتماعى براى تقليد است. در دوران مشروطيت، عده‌‌اى سياست‌‌مدار غرب‌‌زده كه پيش‌‌قراول اجراى دسيسه‌‌ها و نقشه‌‌هاى غرب در كشور ما بودند، به صراحت مى‌‌گفتند كه ايران وقتى ترقى مى‌‌كند كه از مغز سر تا ناخن پا فرنگى شود. امروز نيز عده‌‌اى منافق كه تظاهر به مسلمانى مى‌‌كنند، همين باور را دارند منتها چون شهامت ندارند كه به صراحت نيت خود را فاش كنند، حرف خود را در لفافه مى‌‌زنند.بسيارى از حركت‌‌هاى ناهنجار و ضداسلامى كه پس از انقلاب از سوى گروهك‌‌ها در جامعه اسلامى ما انجام پذيرفت و امروز نيز انجام مى‌‌پذيرد و بلكه در سال‌‌هاى اخير افزايش نيز پيدا كرده است، با هيچ منطق و عقلى وفق نمى‌‌دهد و حتّى افكار عمومى مردم نيز آنها را نمى‌‌پسندد. ما شك نداريم كه برخى از كسانى كه آن حركت‌‌هاى ناهنجار ضداسلامى را انجام مى‌‌دهند و افكار غيراسلامى را در جامعه ترويج مى‌‌كنند، مزدوران و مأموران بيگانگان هستند. البته بعيد نمى‌‌دانيم كه برخى فريب‌‌خورده باشند، اما باور نمى‌‌كنيم كسانى كه 180 درجه تغيير موضع داده‌‌اند و ديروز به شدت از افكار و هنجارهاى اسلامى و انقلابى دفاع مى‌‌كردند و به ديگران انگ مخالفت با انقلاب مى‌‌زدند، و امروز كاملا در جهت ضد آن حركت مى‌‌كنند و رفتار و افكار نابخردانه از خود بروز مى‌‌دهند، صرفاً فريب‌‌خورده باشند؛ بلكه مطمئناً آنها سرسپرده بيگانگان هستند و در جهت تحقق اهداف اربابان خود عمل مى‌‌كنند.به هر روى، برخى از پديده‌‌هاى اجتماعى و رفتارهاى مقلدانه كه پشتوانه عقلى و شرعى ندارند، بر اساس مبانى روان‌‌شناسى اجتماعى، گاهى صرفاً در جهت حفظ منافع و موقعيت‌‌هاى اجتماعى و گروهى انجام مى‌‌پذيرند، و البته چنين رفتارهايى تازگى ندارد و در قرآن نيز وقتى چنين رفتار سست و بى‌‌پايه مطرح مى‌‌گردد، به انگيزه‌‌هاى روان‌‌شناختى و جامعه‌‌شناختى آنها اشاره مى‌‌شود.

دانلود کنید

لینک دانلود

فرمت فایل دانلود اندازه فایل تعداد صفحات نوع فایل ردیف
zip 19KB 3 word 1

دانلود فایل word این مطلب بصورت رایگان با امکان تغییر فایل  دانلود کنید